بوی یه تغییر درست وحسابی به مشامم میخوره ![]()
از کجا باید برم و مسیر درستی رو انتخاب کنم ؟
بعضی موقعها این قدر در مورد این موضوع فکر می کنم که مخم هنگ می کنه!!
از نظر اخلاقی . احساسی.طرز فکر.برخوردم با اطرافیان.عشقی.انتخاب هدف.به کار گرفتن عقلم همه رو اشتباه رفتم حالا باید با توکل به خدا دوباره شروع کنم اما نمی دونم چه جوری؟ از کجا؟
این شروعم باید چه جوری باشه؟ چه جوری از وقتم و عمرمو وزندگیم درست استفاده کنم؟
نمی دونم؟؟؟؟؟!
من فقط حرف خالی هستم و تظاهر می کنم طفلکی پدر و مادرم ......
هیچ کس نیست که به حرف دلم گوش کنه می خوای با یه نفر حرف بزنی که راهنماییت کنه اما همون راهنما هم نیست که باهات حرف بزنه
نمی خوام با فامیل رفت و امد کنم حرفهاشون برای ادم سر کوفته می خوام تنها باشم یا با کسی حرف بزنم که منو راهنمایی کنه اما کو ادم ؟؟؟؟؟
دیگه از همه بیزارم از همه بدم میاد نمی خوام با کسی حرف بزنم
برای خودم متاسفم واقعا هم متاسفم که باید کارم به این جا کشیده بشه
دیگه سکوت رو اختیار می کنم ...................
می خوای زندگی کنی؟ اون جوری که خودت دوست داری و کاری به کسی نداشته باشی در واقع جای خودت نفس بکشی و اون جوری که خودت دوست داری توی زندگیت رول بازی کنی و احساسات واقعیت رو نشون بدی چه قدر خوب میشه ادم این جوری زندگی کنه .....
تا حالا در موردش عمیقا فکر کردی یکم فکر کن می بینی که واقعا زندگی با این دیدگاه چقدر به ادم فاز می ده![]()
اینقدر دلم گرفته دوست دارم برای تمام دل تنگیهام و درد و رنج هام گریه کنم
خیلی از اطرافیان خسته شدم خواهرم که همیشه با من مثل غریبه ها برخورد میکنه سرد و سنگین که مامانم میگه خوب که شما از یک رگ و ریشه هستید نمی دونم واقعا کجا رو اشتباه رفتم یا از این حرفهای مزخرفی که می زنند بنده ی خدا پسر عمم تازه قرار از انگلیس بیاد یک سال از من کوچیکتر بندهی خدا خودش حرفی نزده اطرافیان می گن : پسر عمت برای تو از این حرفهای چرت که اعصاب ادم رو بهم می ریزه![]()
کجام؟ خودم هم نمی دونم ؟؟!!! از زندگیم چی میخوام؟؟؟اونرو هم نمی دونم ؟؟؟!!!
اخلاقم گند اعصابم بهم ریخته حال و حوصله ی کسی روندارم اینقدر در مورد عشق قبلم فکر کردم که همش به خودم و به هر چی عشقه لعنت میفرسم
فقط خداست که حرف دلم رو میدونه هیچ کس نمی دونه تو دل یه عاشق چی میگذره؟! خدایا من میدونم که رسیدن به پسر عمم در حد غیر ممکنه پس کمکم کنید که حرفهاشو از توی ذهنم پاک کنم خدایا بدادم برسید کاش همه چیز درست بشه ولی این یه ارزوی محاله!!!![]()
یه ارزوی دست نیافتنی!!! خدایا خیلی از خودم بدم میاد خیلی کاش بتونم زندگیمو سر و سامون بدم کاش کی بتونمت و تمام اون حرفها رو از توی ذهنم پاک کنم دختر تو خودت میدونی این ازدواج غلط هست نمی شه پس چرا خودت رو درگیر این قضیه میکنی؟
ولی چقدر از من راحت گذشت پسر عمم منو ندید احساساتم رو هم ندید هیچی روندید خب دختر خل چرا دیگه به اون فکر می کنی چرا؟؟؟نمی دونم تمام خاطراتش ازارم میده تموم حرفاش اذیتم میکنه ایا اون واقعا منو میخواست ؟ نه دختری خل اگه می خواستت هیچوقت تنهات نمی ذاشت هیچ وقت. بدم یمیاد وقتی در مورد ازدواج فکرم می کنم که چه کسی همسر ایندم هست خب یکی از این بندهای خدا به خدا اگه دیدیم دیگه در مورد این مسائل احمقانه فکر کردی صدتا بد و بیرا بهت می گم تو هنوز نمی تونی خودت رو نگه داری اگه ازت یه برخورد و یه نگاه و یه کار احمقانه دیدم وای بر احوالت![]()
دیگه نمیخوامدر موردش فکرکنم ...................

یادم یه شب با دختر عمم رفتیم کنار دریا همین جایی که عکسشو زدم. روی اون قایق نشستیم اخی چه روزهای خوبی بود یعنی دویاره میشه که تکرار بشن خدایا میشه![]()
فکر کنم از بستنی فروشی امده بودیم گل یاسی خیلی دلم هوای بوشهر رو کرده ولی تو براش ارزش قائل نیستی اگه واقعا دوستش داری براش یه کاری می کری واقعا.....

نمی دونم یه علاقه ی خاصی به بوشهر دارم یه کشکش خاص واقعا خاص
خدایا یعنی میشه خودتون می دونید........
باید به امید خدا برای بدست اوردنش تلاش کنی خدا چیزی رو الکی به کسی نمی ده.....
اومیگوید آری وآنچه میخواهی را به تو میدهد
اومیگویدنه وچیزبهتری به تو میدهد
اومیگویدصبرکن وبهترین رابه تومیدهد


از خود خدا بخواه که بتونی عزمت رو قوی کنی و با اراده جلو بری و نسبت به اینده ات فکر کنی این کار که خلاف نیست وبگی خارج از کمک خداوندی هست بابا تو دیگه کی هستی!!!!!![]()
نمی خوای چون که اگه میخواستی اینجوری نبودی !!!! بلند میشدی ای بی اراده ....دیگه حوصلمو سر بردی...دیگه نمیخوام ببینمت تا درست نشدی....

سلام به همه ی دوستان عید همتون مبارک انشاالله
که سال خیلی خیلی خوبی رو همتون داشته باشید
سالی پر برکت و پر از شادی سالی باشه با شروعی
تازه و جدیدو سرشار از موفقیت ![]()
راستش چند روز پیش دختر عمم با دختر کوچیکش تو خونه اتش گرفتند خدا رو شکر هر چی بود به خیر گذشت دختر کوچولوش دست و پا وشکمش سطحی سوخته اما دختر عمم ۵۷٪ سوختگی داره امیدوارم زودتر خوب بشه و بدنش عفونت نگیره و در واقع برای همه ی مریضها دعا می کنم که خوب بشن ..شوهر دختر عمم مثل بارون گریه می کنه همه ی خانواده ریختند به هم امیدورم سال جدید با شادی و خوشحالی شروع بشه ...فقط تنها چیز ی که می تونم بگم این که برای همه ی مریضها دعا کنید خیلی التماس دعا دارم ...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امروز از خونه زدم بیرون تا با دیدن ادما و تلاشهایی که برای هدف و زندگیشون می کنند از این خواب غفلت و نا امیدی بیام بیرون به قول سهراب سپهری : چشمها را باید شست طور دیگر باید دید ..من هم باید دیدگاهم رو نسبت به زندگی با توکل بر خدا عوض کنم باید اون عزت نفس و اون وقار و سنگینی رو بدست بیارم و خودم رو از دست این تخیلات عشقی و طرز فکرهای احمقانه و بچگانه نجات بدم هر وقت اومد سراغم از توی ذهنم پاکش می کنم.. می خوام من هم مثل ادمهای دیگه شاد باشم و زندگی کنم دوست دارم هدفم رو با قاطعیت دنبال کنم مثل بقیه ی ادمها زندگی خوبی داشته باشم و خودم رو از این نعمت ها بی نصیب نکنم مگه من با ادمهای دیگه چه فرقی دارم فقط اونها خودش خواستن که تغییر کنند پس تو هم باید بخوای و دیگه این جوری نسبت به زندگی و عشق و....فکر نکنی همه چیز دستت خودته پس بهتر ین چیز ها رو برای خودت رقم بزن..و مسائل ازدواج رو هم به خدای بالا ی سرت واگذر کن اون می دونه که چه کسی برای تو خوب و خوشبختت می تونه بکنه ...نه این که این فکرهای احمقانه به سرت بزنه و خودت رو اذیت کنی
تو که از اینده خبر نداری ..پس بی خیالش..![]()

روز ولنتاین مبارک مراقب خودتون و قلب قشنگتون باشید...![]()
![]()
![]()

قلب من هم مثل همین عکس بین این فنس ها گیر کرده دلم پر از همه چیز ...نمی دونم باید چی کار کنم؟؟؟ ![]()

راستش نمی دونم از کجا باید شروع کنم
من و پسر عمم که همدیگرو برای ازدواج می خواستیم از هم جدا شدیم دوست دارم به هیچی فکر نکم در مورد عشقم و گذشتم خب این هم قسمت ما بود دوست دارم گذشته هامو با پاک کن پاک کنم زندگی جدیدیو با کمک خدا شروع کنم خیلی خسته هستم خیلی ..
دلم شدیدا پر....می خوام از این ترس ها رها بشم و به هیچی فکر نکنم به این که اینده ام چی میشه قسمتم کیه و...فقط خدایا بدادم برس که بدون شما نمی تونم
راست میگن که میگن: زندگی حکمت خداست زندگی دفتر حادثه هاست چند صفحه ای را تو ورق می زنی ما بقی را قسمت تو.....![]()


اولش بخاطر اين كه كار پدرم درست شد
دومش براي اين كه كار همسر آيندام درست شد![]()
حالا نمي دونم چه طوري بايد شكر اين همه نعمتو بچاي بيارم ![]()
خدايا مي دونم الان داريد صدامو مي شنويد بابت همه چيز ممنونم همـــــــــــــــه چــــــــــيز
خيلي خيلي دوستتون دارم
انشاالله كه مشكل همه ي مردم دنيا برطرف بشه و همه
باعنايت و لطف ورحمت شما به آرزوهاشون برسند![]()
الان توي جاده داره رانندگي ميكنه خدا جون همه ي مسافرها رو مي سپارم دست خودت
اميدوارم كه با دست پر بر گرده و به تشكيل زندگيش اميدوار تر باشه و به اميد خدا بره سر كار وكم كم دست وپاشو جمع كنه ...
خيــــــــــــــــــــــــــلي دوستت دارم خيلي... كه خودت هم نمي دوني
وقي كه اومد لباسهاشو جمع كنه چقدر خوشگل شده بود مخصوصا با لباس گرم كن .لحظه به لحظه به عكست نگاه مي كنم و هزاران بار قربون صدقت ميرم ...
*( خيـــــــــــــــــــــــــــــــــلي دوستت دارم بينهايت.... )*
مجردي وقت تمرين است و متاهلي وقت عمل ، وقت تمرين را با خيالبافي و وقت عمل را به
افسوس گذشته تباه نسازيم.